تبلیغات
یادداشت های روزانه ی یک زن... - دردانه های من...

یادداشت های روزانه ی یک زن...

کلمات بسیار مهم اند،کلمات میسازند و نابود میکنند.کلمات باقی می مانند...

دردانه های من...

 

00:28، 3 22 1391...امشب همه ی عددهای دنیارو به صف کشیدم تا این لحظه رو از تاریخ اعداد حذف کنم!

 

دقیقا سه ساعته یه مداد سیاه دستم گرفتم تا باهاش همه ی جاهای خالی افکارمو نقاشی کنم!!!

 

توی این زمونه خیلی چیزا عوضی شدن!آدمای عوضی،نگاههای عوضی،عشقای عوضی،

عوضی بودنش به دنیامونم سرایت کرده...

چن وقته حس میکنم دنیا چقد عوضی شده!دنیای عوضی!!!!

 

شنیدم یه دیونه میگفت آدما مجبورن فقط به نیمه ی خالی لیوان نگاه کنن!نیمه پر واسه آبزیای ته دریاست !

واسه زنده بودن نیاز به اکسیژن داریم اکسیژن فقط توی نیمه ی خالی لیوانه!!!!!

 

مردان مانند دریا نامردند....نفهمیدم معنیشو !ندونسته غرق شدم!

اما از مرگم غمگین نیستم!!!!!

 

 

ستاره های اتاقم خوابشون برده...

سه تاشونم دیشب فوت کردن!اما جنازشون معلوم نیس کجای سرزمین اتاقم افتاده!!روحشون شاد...

 

 

 ((بخاطر عموپورنگ دو ساعت درس هایم خوانده شود))!!!!

بعضی آدما بدون اینکه فکرشو بکنن توی ریزترین لحظه های زندگی خیلی ها...یه ستاره ان

 

 

روی یه نیمکت یه جای نامعلوم توی یه پارک نامعلوم نشسته بود عینک دودی هم نداشت اما هیچ بچه ای دوروبرش نبود...همون لحظه فهمیدم یه رویاست....

یه دفتر،یه قلم ،حسابی غرق نوشتن بود...شاید به پرواز فکر میکرد ....

با هیجان کودکانه دویدم...تا اومدم اسمشو صدا بزنم عمو.....

بازم مامان!پاشو دختر...خواب نمونی!!!

 

پشت پلکهام یکی در میزنه ...خواب اومده .....انقد دلم براش تنگ شده بود که خودشم فکرشو نمیکنه!

 از شب زنده داری های اجباری خسته م...شب بخیر دنیا....سکوت

 

 (آزاده)



[ پنجشنبه 25 خرداد 1391 ] [ 09:40 ق.ظ ] [ آزاده ]

[ hatkhatiiii() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه