تبلیغات
یادداشت های روزانه ی یک زن... - هوای گریه..........

یادداشت های روزانه ی یک زن...

کلمات بسیار مهم اند،کلمات میسازند و نابود میکنند.کلمات باقی می مانند...

هوای گریه..........

هیچی نمیدونم ........نه دوس دارم به فکر قافیه ها باشم نه زیبایی یه متن....فقط میدونم که توی این لحظه تو سکوت شب وقتی که همه خوابن اشکای ناخوداگاه دوباره زندگیمو سیاه کردن........لحظه هامو با یه مداد سیاه خط خطی کردن............همیشه هم توی خط خطی هاشون یه دختربچه ی احمق تنها هست که نمیدونه چه مرگشه......فقط تنها کاری که بلده واسه ارامش قلب ساده ی احمق و تنهاش انجام بده اشک ریختنه ............

چقد این دختربچه نفرت انگیز و بچه ننه ست هیچوقت ازش خوشم نمیومده................اما نه.......انگار.............

احساس تنهایی کردن انقد وحشتناکه که امیدوارم بدترین ادمها هم تجربش نکنن......

وقتی وحشتناک تر میشه که یکی وسط همه ی تنهایی سروکله ش پیدا بشه و حرفای متفاوت بزنه...........

بعد یهو وسط راه دوباره تنهات بزاره و بفهمی هیچ چیز بهتر نشده تازه بدترم شده...........

طوری بشکنی که بخای با هر چیزی سعی کنی خیلی چیزهارو فراموش کنی.......

و دوباره حماقت....حماقت های کودکانه......که بیشتر از قبل روحتو میشکنن........

امشب یکی از بدترین شبهای زندگی یه دختربچه ی احمق و سربه هوا و ساده دله یه قصه ی نیمه تمومه........

قصه ای که هیچوقت تموم نمیشه......مرواریدهای براق و بی رحم تزیین صفحه ی خط خطی شده ی امشب این دفترچه خاک خورده ن........

دلتنگم اما....کسی را طلب نمیکنم......نه اینکه بی نیازم نه،شکسته ام.............................



[ سه شنبه 18 مهر 1391 ] [ 11:35 ب.ظ ] [ آزاده ]

[ khatkhatiiiiii() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه