تبلیغات
یادداشت های روزانه ی یک زن... - یه آدامس با طعم مغز آدم!

یادداشت های روزانه ی یک زن...

کلمات بسیار مهم اند،کلمات میسازند و نابود میکنند.کلمات باقی می مانند...

یه آدامس با طعم مغز آدم!

مثل یه سری موریانه ، یا یه سری مورچه ...

مثل یه آدامسی که زیر دندون یه آدمه...

توی مغزم یه همچین شرایطیه !!

یه وجود مبهم داره مغزمون میجوه!

و یه سری مورچه دارن تیکه تیکه های مغزمو میبرن!

دوست دارم مثل کارتون هپی تیری فرندز مغزمو از وسط باز کنم

مغزمو دربیارم و پرت کنم...

بندازمش جلو سگ همسایمون !!

اونوقته که دیگه از صدای دندونای یه وجود راحتم -_-

بی فکر ،بی شعور ،بی فهم و راحت زندگی میکنم...

و این  همه فهمیدن و هضم افکار ازارم نمیده...

یه ادم با یه سر خالی از مغز و فکر...

چقد راحتن خیلی از آدمهای دور و برم ...

اونا از اون دسته ان که مغزشون کپک زده...

یا که شاید خشک شده ...

چه فرقی به حال من داره!

در هر صورت مهم اینه که دارن راحت زندگی میکنن...

بی فهم ،بی شعور ،بی فکر!!!

آخ  چقد  بد مغزمو میجوه!

خیلی عذاب اوره...

سرم داره میترکه بس که بد میجوه!

آهای ....با توام ....دهنتو ببند.... یواش تر!

شبیه هیچی نیست فقط صداش میاد و دردش !

خیلی تاره...نمیبینمش!!!!!



[ یکشنبه 25 فروردین 1392 ] [ 12:47 ب.ظ ] [ آزاده ]

[ خط خطی() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه