تبلیغات
یادداشت های روزانه ی یک زن... - تلخ و شیرین...

یادداشت های روزانه ی یک زن...

کلمات بسیار مهم اند،کلمات میسازند و نابود میکنند.کلمات باقی می مانند...

تلخ و شیرین...

شنیده بودم خدا خیلی نزدیکه ها...شنیده بودم میگفتن تا خدا نخاد کاری پیش نمیره ها...اما تا حالا واسه خودم پیش نیومده بود....

بلخره بعد از سالها جنگ و عشق و جدایی و برگشت و و و و و و و ...ما العان رسما کنار همیم و من بعد از یه ماه از گذشت این اتفاق عجیب و خیلی شیرین

هنوز از شوک بیرون نیومدم....اصن باورش سخته خدایی...بعد از شیش هفت سال تلاش در عرض چن روز یدفه همه چی درست شه!!!!! قربون خدا برم....

خدایا شکرت بخاطر همه چی ...ممنونم...و نمیدونم چطور باید بگم که چقد ازت ممنونم...حالا که فکرشو میکنم میبینم هفت سال چقد زود گذشت تلخ و زهر

انگار یه کابوس کوتاه بود...من الان واقن خوشبختم...امیدوارم همه ادما طعم خوشبختیشونو بچشن...امشب خاستم بنویسم از خوشبختیم و حرفای قشنگ و

روزای خیلی قشنگتری که برام گذشته و داره میگذره...اما به طور کاملا اتفاقی توی سایت چشام افتاد به عکسای جنایتهای گروه داعش...اره درسته اشکم در

 اومد اما خب چه فایده...فقط یه ساعته فکرم مشغوله این قضیس که چطوری یه ادم به اینجاها میرسه...واقن هر چی فکر میکنم چیزی به مغزم نمیرسه که یه

ادم ادم انسان موجودی دارای قلب عاطفه احساسسسسسسسسسسسسس خدایا....فقط میتونم متاسف باشم...در حالیکه هیچکاری از دستم ساخته

نیست... خدا لعنتشون کنه...خدایا بسه...لطفا...زوتر نجاتمون بده از این همه سقوط....


اللهم عجل لولیک الفرج...





[ چهارشنبه 28 خرداد 1393 ] [ 11:58 ب.ظ ] [ آزاده ]

[ خط خطی() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه